معنی ابن سماک
6 بازدید
[ اِ نُ سَ مْ ما ] (اِخ) ابوالعباس محمد کوفی قاضی. در زمان هارون الرشید به بغداد آمد و چندی آنجا ببود، پس از آن بکوفه مراجعت کرد. او مردی فصیح و لَسِن بوده و کلمات قصار در امثال و مواعظ داشته است. و ابن الندیم در جملهٔ زُهّاد از زاهدی به کنیت ابن السماک نام برده و ظاهراً مراد او صاحب همین ترجمه است. وفات او به سال ۱۸۳ هـ .ق . است.
کلمات همقافیه با «ابن سماک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر