معنی ابن سریج

معنی ابن سریج

6 بازدید
[ اِ نُ سُ رَ ] (اِخ) ابوالعباس احمدبن عمربن سریج شیرازی، ملقب به بازاشهب. از علمای شافعی و فقها و متکلمین آن مذهب. متوفی به بغداد۳۰۵ هـ .ق . میان او و محمدبن داود در حضور ابوالحسن علی بن عیسی مناظراتی رفته است. او را بر همهٔ اصحاب شافعی حتی مزنی ترجیح می داده اند. ابن سریج در شیراز منصب قضا داشت. او را بیش از چهارصد تألیف بوده است و از جمله کتاب الرد علی عیسی بن ابان. کتاب التقریب بین المزنی و الشافعی. کتاب جواب القاشانی. کتاب مختصر فی الفقه و کتابی مبسوط در علم فرائض.
[ اِ نُ سُ رَ ] (اِخ) ابویحیی عبیداللََّه. مغنی معروف. مولد او به زمان عمربن الخطاب در مکه بوده و نواختن عود از دیوارگران ایرانی که بساختن کعبه آمده بودند فراگرفت و بنا بروایتی او نخستین کس است در عرب که این هنر آموخته است. ابن سریج نواهائی برای غزلهای عمربن ابی ربیعه و نیز در مراثی الحانی بساخت و بزمان خود شهرتی عظیم یافت لکن بزودی الحان و نواهای ساختهٔ او فراموش شد چنانکه جحظهٔ مغنی معروف بزمان خویش چیزی از آن نمیدانست. وفات ابن سریج در خلافت هشام بوده است.

کلمات هم‌قافیه با «ابن سریج»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یج» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید