معنی ابن زیدون
6 بازدید
[ اِ نُ زَ ] (اِخ) ابوالولید احمدبن غالب بن زیدون قرطبی. او شاعری مشهور است. در صغر سن از پدر یتیم ماند و بجهد خویش در ادب و شعر براعت یافت. در جوانی عاشق دختری ولاده نام گشت و ولاده را عاشقی دیگر موسوم به ابن عبدوس بود که به آزار و ایذاء ابن زیدون کمر بست و عاقبت او را گرفتار حبس و بند کرد. پس از رهائی از زندان مدتی پنهان و آواره روزگار گذاشت سپس در سال ۴۴۱ هـ .ق . به اشبیلیه بخدمت معتضد باللََّه اشبیلی پیوست و بدربار او محترم میزیست و به روزگار معتمد فرزند معتضد باللََّه مقام وزارت یافت و بترغیب او معتمد بشهر قرطبه لشکر کشید و آنرا متصرف شد و تختگاه خویش کرد. در ۴۶۲ آنگاه که یهود اشبیلیه علم طغیان افراشتند او به اطفاء نائرهٔ عصیان مأمور گشت و بدان شهر بعارضهٔ تب درگذشت. مولد او به سال ۳۹۴ و وفات در سنهٔ ۴۶۳ بوده است.
کلمات همقافیه با «ابن زیدون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر