معنی ابن زرقیال

معنی ابن زرقیال

6 بازدید
[ اِ نُ زَ ] (اِخ) ابواسحاق ابراهیم بن یحیی النقاش، معروف به ابن زرقیال یا زرقالی . اصلاً از مردم قرطبه در طلیطله باعمال نجومی اشتغال داشت و باکثرت شهرت از حال او اطلاع بسیاری نداریم. ابن زرقیال در طلیطله پنج سال پیش از ورود مسیحیان بدان شهر به سال ۴۷۲ هـ .ق . رصدی کرد و زیجی ترتیب داد که بزیج طلیطله معروف و در کتابخانهٔ ملی پاریس موجود است. ابن زرقیال آلتی اختراع کرده موسوم به صفیحهٔ زرقیال یا ربع زرقالی که نوعی اسطرلاب است و چون آنرا بمشرق آوردند منجمین بزحمت مقصود و طرز عمل آنرا دریافتند. خود ابن زرقیال در کتابی شرح آن را داده و ترجمهٔ لاطینهٔ آن در کتابخانهٔ ملی پاریس است. ابن زرقیال رصدهائی داشته و ابن حماد سه زیج از روی رصدهای او ترتیب کرده است: الکور علی الدور. الامد علی الابد. المقتبس.

کلمات هم‌قافیه با «ابن زرقیال»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ال» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید