معنی ابن زبیر

معنی ابن زبیر

5 بازدید
[ اِ نُ زُ بَ ] (اِخ) ابوالحسین احمدبن علی بن ابراهیم غسانی، اسوانی، ملقب برشید. عالم نحوی، لغوی، عروضی، منطقی، مورخ، طبیب، مهندس، منجم، و موسیقی دان. از خاندانی بزرگ بصعید مصر. مدتی متولی اعمال دیوانی مصر و چندی منصب قاضی القضاتی یمن داشت، بعد از آن مدعی خلافت شد و سکه به نام خویش کرد و گروهی بدو پیوستند و سپس دستگیر گردیده او را مغلولاً بقوص برده بند کردند، و بشفاعت صالح بن رزیک رهائی یافت و آنگاه که اسدالدین شیرکوه بدان صوب آمد ابن زبیر بدو گرائید و با او بمکاتبه پرداخت و این خبر بوزیر عاضد رسیده امر بدستگیری و تشهیر او داد و در آخر او را بیاویختند (۵۶۳ هـ .ق .). او راست: منیة الألمعی و منیة المدعی در علوم عدیده. جنان الجنان و روضة الاذهان در ترجمهٔ شعرای مصر. شفاء الغلة فی معرفة القبلة، و غیرها.
[ اِ نُ زُ بَ ] (اِخ) ابوبکر عبداللََّه بن زبیربن عوّام قرشی اسدی. پدر او زبیر یکی از عشرهٔ مبشره و مادرش اسماء بنت ابی بکر است. گویند عبداللََّه نخستین مولود مهاجرین بمدینةالرسول است و نام و کنیت او را رسول اکرم نهاده است. مانند پدر خود از پیامبر صلوات اللََّه علیه و صحابهٔ کرام روایات دارد. و شجاعت و شهامت او معروف است. در غزای افریقیه حاضر بود و در وقعهٔ جمل همراه پدر خویش زبیر بحرب امیرالمؤمنین علی علیه السلام رفت. پس از فوت معاویه از بیعت یزید سر باززد و با حضرت حسین بن علی علیهماالسلام بمکه شد و پس از شهادت آن حضرت مدعی خلافت گشت و حکام یزید را از حجاز براند. یزید مسلم بن عقبهٔ مرّی را با سپاهی گران بدفع او گسیل کرد و مسلم پس از وقعهٔ الحره بمرد و حصین بن نمیر بجای او بسرداری سپاه منصوب گشت و مکهٔ مکرمه را دربندان کرد و این محاصره تا مرگ یزید یعنی تا ربیع الاول ۶۴ هـ .ق . بکشید، پس از مرگ یزید مردم حجاز و عراق و فارس و خراسان یعنی تمام ممالک مسلمانی آن روز به استثنای مصر و شام خلافت ابن زبیر پذیرفتند و عبدالملک بن مروان سپاهی بسوی عراق سوق کرد و با مصعب بن زبیر برادر عبداللََّه حرب درپیوست، مصعب کشته شد و سپس حجاج بن یوسف ثقفی را به حجاز فرستاد و او به سال ۷۲ مکهٔ مکرمه را دربندان و با منجنیق هائی که به ابوقبیس نصب کرد خانهٔ خدای خراب کرد و این محاصره بطول انجامید تا در جمادی الآخرهٔ ۷۳ در جنگ سنگی بر پیشانی عبداللََّه آمد و بشکست و سپاهیان حجاج هجوم برده او را بکشتند و جسد او بر درختی نگون بیاویختند. و بنوامیه بار دیگر بر همهٔ اصقاع اسلامی دست یافتند.

کلمات هم‌قافیه با «ابن زبیر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید