معنی ابن دیبع

معنی ابن دیبع

6 بازدید
[ اِ نُ دَ بَ ] (اِخ) وجیه الدین ابوعبداللََّه عبدالرحمن بن علی بن محمدبن عمر شیبانی زبیدی (۸۶۶-۹۴۴ هـ .ق .). مولد او زبید و عم او بدانجا مفتی بود. او نزد عم علوم مختلف آموخت و سه بار بزیارت خانه رفت و در آنجا بتعلیم تاریخ و حدیث پرداخت و سرانجام در جامع زبید بسمت مدرسی مستقر گشت و ملک ظافر دوم خلع و اقطاعات بدو داد. و دیبع بلغت نوبی به معنی سفید است. از تألیفات اوست: بغیةالمستفید فی اخبار مدینة زبید و حکامها. قرةالعیون فی اخبار یمن المیمون. احسن السلوک فی من ولی زبید من الملوک. تیسیرالوصول الی جامع الاصول. تمییزالطیب من الخبیث مما یدور علی السنة الناس من الحدیث و آن در قاهره به طبع رسیده است.

کلمات هم‌قافیه با «ابن دیبع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید