معنی ابن درید
5 بازدید
[ اِ نُ دُ رَ ] (اِخ) ابوبکر محمدبن حسن بن عتاهیة ازدی لغوی (۲۲۳-۳۲۱ هـ .ق .). تولد او ببصره بود و در همان شهر تحصیل علوم کرد و در سال ۲۵۷ در فتنهٔ صاحب الزنج از بصره بعمان و از عمان بفارس رفت و به دربار آل میکال پیوست و در آنجا ریاست دیوان بدو مفوض گشت و پس از عزل و انتقال میکالیان بخراسان (۳۰۸) به بغداد رفت و خلیفه او را ۵۰ دینار مشاهره مقرّر داشت. از آثار او کتاب الجمهره است در لغت عرب که آل میکال نوشته و مقصورهٔ او قصیده ای است طولانی نزد ادبا معروف و بر آن شرحها نوشته اند. و کتابهای دیگری نیز در لغت تصنیف کرده است. و کتاب وشاح و غریب الحدیث و لغات القرآن از اوست. ابن درید با آنکه در شرب خمر افراط میکرد عمری طویل یافت و در ۹۰ سالگی در بغداد مبتلا بفالج شده و هشت سال پس از آن درگذشت. او استاد مبرد است. (الفهرست) (ابن خلکان).
کلمات همقافیه با «ابن درید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر