معنی ابن خمیس
10 بازدید
[ اِ نُ خَ ] (اِخ) تاج الاسلام مجدالدین ابوعبداللََّه حسن بن نصربن محمد. فقیه شافعی. از مردم موصل. او راست: کتاب مناقب الابرار. مناسک الحج. مرج الموضح. منهج التوحید. وفات ۵۵۲ هـ .ق .[ اِ نُ خَ ] (اِخ) ابوعبداللََّه محمد. شاعر و ادیب تلمسانی. او در غرناطه تدریس میکرده و به سال ۷۰۸ هـ .ق . در همان شهر کشته شده است.[ اِ نُ خَ ] (اِخ) ابوجعفر احمد. از مردم طلیطله . او در هندسه و نجوم و طب ماهر و استاد بوده است.
کلمات همقافیه با «ابن خمیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر