معنی ابن خلف المروالروذی الفزاری.
6 بازدید
[ اِ نُ خَ لَ فِلْ مَ وُرْ رو ذی یِلْ فَ ] (اِخ) یکی از منجمین و از صُنّاع آلات فلکی. آنگاه که مأمون خلیفه درصدد رصد برآمد بمروروذی مراجعه کرد و او ذات الحلق را بساخت و همچنین اسطرلاب را و ذات الحلق ساختهٔ او را بعینها، ابن الندیم در شهر خویش نزد عالمی دیده است.
کلمات همقافیه با «ابن خلف المروالروذی الفزاری.»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ی.» برای سرودن شعر