معنی ابن خاقان
6 بازدید
[ اِ نُ ] (اِخ) سه تن از وزرای دربار عباسی باین عنوان مشهورند: ۱ -ابوالحسن عبیداللََّه بن یحیی بن خاقان، او از سال ۲۳۶ تا ۲۴۵ هـ .ق . وزارت خلیفه متوکل علی اللََّه داشته و بار دیگر از ۲۵۶ تا ۲۶۳ وزیر معتمد بوده و در سال اخیر درگذشته است. ۲ -ابوعلی محمد فرزند عبیداللََّه مذکور، او از زمان فوت پدر متصدی مناصب مهمه گشت و عاقبت در سال ۲۹۹ بوزارت رسید. و با اینکه مقتدر خلیفه را بدو اقبال و میلی نبوده بواسطهٔ نفوذ یکی از زنان حرم در مقام خود باقی مانده است تا ۳۰۱ که این مقام به علی بن عیسی بن جراح واگذار شده. وفات او۳۱۲ است. ۳ -ابوالقاسم عبداللََّه فرزند محمد مذکور، در سال ۳۱۲ وزیر شد و یک سال و نیم در این مقام ببود لیکن بعلت مخالفت نصر قشوری رئیس حُجّاب معزول و محبوس و اموال او مصادره گشت و۳۱۴ درگذشت.[ اِ نُ ] (اِخ) ابونصر فتح بن محمدبن عبیداللََّه بن خاقان. وفات ۵۳۵ یا ۵۲۹ هـ .ق . شاعر و ادیبی از اهل اشبیلیه. صاحب کتاب قلائدالعقیان. او در شهر مراکش در مسکن خود کشته شد، و گویند امیرالمسلمین علی بن یوسف بن تاشفین بکشتن او اشارت کرد. در قلائدالعقیان بسیاری از شعرای اندلس را ذکر کرده و از اشعار هر یک نبذه ای آورده است و در آن کتاب از ابن باجه نکوهش بسیار کرده و او را بکفر و تعطیل نسبت داده است.[ اِ نُ ] (اِخ) رجوع به فتح بن خاقان شود.
کلمات همقافیه با «ابن خاقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر