معنی ابن خاتون
6 بازدید
[ اِ نُ ] (اِخ) چند تن از یک خاندان باین کنیت معروفند و در امل الآمل ترجمهٔ هر یک بتفصیل آمده است. جد این خاندان مردی خاتون نام بوده که به قرن هفتم هجری در قریهٔ عیناث در جبل عامل میزیسته و فرزندان او بعضی در ایران و قسمتی در هند و برخی در جبل عامل بسر برده اند. مشهورتر از همه شمس الدین محمدبن سعیدالدین علی بن نعمةاللََّه است از شاگردان شیخ بهائی. او پس از فراغ تحصیل به هندوستان رفته و در حیدرآباد متوطن شد، شرح اربعین شیخ بهائی را بفارسی ترجمه و جامع عباسی را شرح کرده و کتابی در امامت بفارسی نوشته. و از اسلاف او از این دوده جمال الدین ابوالعباس احمدبن شمس الدین محمدبن علی بن محمدبن محمدبن خاتون است. که شاگرد علی بن عبدالعالی کرکی و استاد شهید ثانی است. و دیگر نبیرهٔ او احمدبن نعمةاللََّه بن علی بن احمد، که صاحب تألیفات مستقل و حواشی و قیودی بر کتب دیگر است. و از این خاندان است محمدبن شیخ شهاب الدین احمدبن نعمةاللََّه بن خاتون و علی بن شیخ شهاب الدین احمد و یوسف بن احمد و جمال الدین بن یوسف و محمدبن علی و احمدبن علی و حسن بن علی.
کلمات همقافیه با «ابن خاتون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر