معنی ابن حوطاللََّه

معنی ابن حوطاللََّه

6 بازدید
[ اِ نُ حَ طِلْ لاه ] (اِخ) عبدالرحمن. از علمای اندلس. و ابومحمد عبدالواحدبن محمدبن علی مالَقی اندلسی معروف ببالع شارح کتاب تیسیر شاگرد او بوده است.
[ اِ نُ حَ طِلْ لاه ] (اِخ) ابومحمد عبداللََّه بن سلیمان بن داود اندلسی (۵۴۹-۶۱۲ هـ .ق .). دانشمندی جامع فنون ادب و فقه بوده و در مغرب کسی باندازهٔ او سماع نداشته است. او چندی قاضی اشبیلیه و قاضی قرطبه و مرسیه بود و در غرناطه درگذشته است. مولد او به انده است. صاحب روضات گوید: مردم اسپانیا امثال کلمهٔ حوت و عود را بفتح اول گویند و در تصغیر لامی مشدد بر آن الحاق کنند و این لام در مؤنث مفتوح و در مذکر مضموم باشد.

کلمات هم‌قافیه با «ابن حوطاللََّه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «َه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید