معنی ابن حنزابه

معنی ابن حنزابه

5 بازدید
[ اِ نُ حِ بَ ] (اِخ) ابوالفضل جعفربن فضل بغدادی (ابن فرات). پدرش وزیر خلیفه مقتدر بود و او به مصر رفته چندی وزارت کافور اخشیدی و پس از او وزارت احمدبن علی بن اخشید داشت. در مدت وزارت دو بار عساکر ترک خانهٔ او را غارت کردند و ابومحمدحسن بن عبداللََّه بن طغج از رؤسای ترک او را محبوس کرد. ابن حنزابه مردی ادیب و دانشمند بود و علما را دوست میداشت و با مقام وزارت از تدریس و املای حدیث بازنمی ایستاد و فضلا از نواحی و اطراف بدرک صحبت اومی آمدند و دارقطنی محدث مشهور چندی در خدمت او بسر برد. ولادت او به سال ۳۰۸ هـ .ق . در بغداد و وفات در ۳۹۱ به مصر بوده است. حنزابه نام جدهٔ او و به معنی زن کوتاه و سطبراندام است. (ابن خلکان). و اصمعی در کتاب النبات و الشجر گوید حنزاب جزر برّی است.

کلمات هم‌قافیه با «ابن حنزابه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «به» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید