معنی ابن جوزی
7 بازدید
[ اِ نُ جَ ] (اِخ) ابوالفرج عبدالرحمن بن علی ابوالفضائل جمال الدین بغدادی، منسوب به فرضةالجوز، محلی به بغداد. از علمای فقه و حدیث و متفنن در علوم دیگر مانند اخلاق و فلسفه و طب و تاریخ و جز آن. مولد او بغداد به سال ۵۰۸ هـ .ق . و نیز در همان شهر در ۵۹۷ وفات کرده است. او را در فنون مختلفه بیش از صد کتاب است از جمله: کتاب اخبارالبرامکه. تلقیح فهوم الاثر فی التاریخ و السیر. تنویر الغبش فی فضل السودان و الحبش. حسن السلوک الی مواعظ الملوک. الذهب المسبوک فی سیر الملوک. سیرةالعمرین. عجائب النساء. کتاب الالقاب. اللباب فی قصص الانبیاء. کتاب ما یلحن فیه العامة. المدهش. مناقب معروف الکرخی. مناقب الامام احمدبن حنبل. المنتظم فی تاریخ الامم. کتاب الفروسیة. صفةالصفوة و غیره. و ذهبی کتاب دیگری از او نام برده در زاج و صبغ و نیز کتابی منافع الطب داشته که نسخه ای از آن در کتابخانهٔ بودلئین موجود است.[ اِ نُ جَ ] (اِخ) شمس الدین ابوالمظفر یوسف بن قزاوغلو. نوادهٔ دختری ابوالفرج بن جوزی (۵۸۲-۶۴۴ هـ .ق .). ابتدا در کفالت جد خویش در بغداد به تحصیل علم پرداخت و در سال ۶۰۰ بسیاحت آغازید و پس از آن در دمشق اقامت گزیده بتدریس و تألیف پرداخت. او راست: کتاب تذکرة خواص الامة و این کتاب در ایران به طبع رسیده. و کتاب مرآت الزمان فی تاریخ الاعیان که ظاهراً چاپ نشده است.
کلمات همقافیه با «ابن جوزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر