معنی ابن جنید
5 بازدید
[ اِ نُ جُ نَ ] (اِخ) نام یکی از زُهّاد. و از کتب اوست: کتاب المحبه. کتاب الخوف. کتاب الورع. کتاب الرهبان. (ابن الندیم).[ اِ نُ جُ نَ ] (اِخ) ابوعلی محمدبن احمدبن جنید اسکافی. فقیهی شیعی، استاد مفید علیه الرحمه. بسیاری از فقهای معاصر از او روایت دارند و او به عراق عرب و ظاهراً در بغداد میزیسته و با معزالدولهٔ دیلمی مکاتبات داشته و در فهرست کتب او جوابهای معزالدوله و هم پاسخهای مسائل سبکتکین دیده میشود. و او راست: کتاب الالفة. کتاب التراقی الی علی المراقی. کتاب نثر طوبی. کتاب ازالة الران عن قلوب الاخوان. کتاب احمدی. و ابن الندیم در کتاب الفهرست خویش که به سال ۳۷۷ هـ .ق . باتمام رسیده ابن جنید را قریب العهد خویش میخواند و نام دوازده کتاب از مصنفات او را می برد.
کلمات همقافیه با «ابن جنید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر