معنی ابن جراح

معنی ابن جراح

5 بازدید
[ اِ نُ جَ رْ را ] (اِخ) کنیت دو برادر از رجال دولت عباسی: ۱ -علی بن عیسی بن داود. (رجوع به ابوالحسن علی بن عیسی بن داود شود). او از سال ۳۰۰ هـ .ق . تا چهار سال وزارت خلیفه داشت و در آن مدت بجرح و تعدیل خراج و ارتفاعات پرداخت لکن بعلت تقلیل صلات و مشاهرات، سپاهیان بدشمنی او برخاستند و از اینرو در سال ۳۰۴ معزول و محبوس گشت. در ۳۰۸ خلیفه باز او را بقبول منصب وزارت خواند و او نپذیرفت. و در ۳۱۱ و ۳۱۲ گرفتار حبس و نفی گردید. و کرت دیگر به سال ۳۱۴ بمقام وزارت ارتقا یافت و دو سال وزارت راند و در ۳۱۶ مستعفی شد. پس از آن دو بار الراضی باللََّه منصب پیشین او را بدو دادن خواست و او امتناع ورزید. ۲ -عبدالرحمن بن عیسی. او در خلافت راضی به سال ۳۲۴ هـ .ق . سه ماه وزیر بود و آنگاه که برادر او علی را بازداشتند او را نیز محبوس و مصادره کردند. باز در عهد متقی بی نام وزارت متصدی همهٔ اعمال دیوانی بود.

کلمات هم‌قافیه با «ابن جراح»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اح» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید