معنی ابن ابار
6 بازدید
[ اِ نُ اَبْ با ] (اِخ) ابوجعفر احمدبن محمد خولانی. رجوع به ابوجعفر احمدبن محمد شود.[ اِ نُ اَبْ با ] (اِخ) ابوعبداللََّه محمدبن عبداللََّه بن ابی بکر قضاعی (۵۹۵-۶۵۸ هـ .ق .). مورخ و شاعر و ادیب. تولد او در شهر بلنسیه. و نزد حکام بلنسیه صاحب سر بوده. وقتی مسیحیان این شهر را محاصره کردند به سفارت نزد امیر تونس رفت و از او درخواست که مسلمین اندلس را یاری دهد لیکن چون مسیحیان شهر بلنسیه را متصرف شدند ابن ابار با عائلهٔ خود از وطن خویش هجرت کرده بتونس رفت و رازدار یا صاحب السر سلطان تونس شد و نوشتن طغرا به او محول گشت. چندی نیز معزول و باز بکار سابق گماشته شد. در آخر بعلت بدرفتاری، درباریان را از خود ناراضی و سلطان را خشمگین ساخت تا روز چهارشنبه ۲۰ محرم ۶۵۸ کشته شد. و جسد او را با تمام مصنفات و اشعار وی که بدست آوردند بیک جا بسوختند. این مرد بعلت نامعلومی معروف به الفار (موش) بوده. از او کتب ذیل باقی مانده است: کتاب التکمله که متمم کتاب الصلهٔ ابن بشکوال است. المعجم فی اصحاب القاضی الامام ابی علی الصدفی. کتاب الحلةالسیراء. و این سه در اروپا چاپ شده است. کتاب اعتاب الکتاب. کتاب تحفةالقادم.
کلمات همقافیه با «ابن ابار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر