معنی ابنخلاوه
7 بازدید
[ اِ نُ خَ وَ ] (ع ص مرکب) بی گناه در امری. بری و بیزار از جرمی: انا من هذا الامر فالج بن خلاوه.
کلمات همقافیه با «ابنخلاوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر