معنی ابنالوردی
6 بازدید
[ اِ نُلْ وَ ] (اِخ) زین الدین ابوحفص عمربن مظفربن عمربن ابی الفوارس محمد وردی قرشی بکری شافعی معری. ادیب و فقیه و لغوی. مولد او به سال ۶۸۹ هـ . ق. در معرةالنعمان و وفات او بحلب بطاعون سال ۷۴۹ بود. در معره و حلب و دمشق علم آموخت و در جوانی بجای محمدبن نقیب متوفی به سال ۷۴۵ بقضای حلب منصوب گشت و باختیار خویش از آن کار کناره کرد و بقیت عمر به امور علمی پرداخت. او راست: دیوان منشآت و رسائل و اشعار و مقاماتی بطرز حریری و ذیلی بر تاریخ ابوالفدا تا سال ۷۴۹ یعنی سال وفات او و التحفةالوردیه و آن ارجوزه ای است در ۱۵۳ بیت. و البهجةالوردیه در فقه. و المسائل المذهبة ارجوزه ای در ۷۱ بیت. الشهاب الثاقب در تصوف. الالفیةالوردیه ارجوزه ای در تعبیر رؤیا. لامیه ای به نام وصیةالاخوان و مرشدالخلان و تحریرالخصاصه و کتاب خریدةالعجائب و فریدةالغرائب و آن در ذکر اقالیم و بلدان و شرح معادن و نبات و حیوان است.
کلمات همقافیه با «ابنالوردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر