معنی ابنالنفیس
7 بازدید
[ اِ نُنْ نَ ] (اِخ) ابوعبداللََّه. از بزرگان دعات اسمعیلیه، بخلافت از ابویعقوب در بغداد. و ابویعقوب او را برای خطا که از او سر زد از خویش براند و قومی از اعاجم را برانگیخت تا او را بناآگاهان بکشتند. (ابن الندیم).
کلمات همقافیه با «ابنالنفیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر