معنی ابنالمعارضه
6 بازدید
[ اِ نُلْ مُ رَ ضَ ] (ع اِ مرکب) تیر بی نصیب از تیرهای قمار.
کلمات همقافیه با «ابنالمعارضه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضه» برای سرودن شعر