معنی ابن‌المارستانیه

معنی ابن‌المارستانیه

6 بازدید
[ اِ نُلْ رِ نی یَ ] (اِخ) ابوبکر عبداللََّه بن ابی الفرج علی بن ناصربن حمزه. طبیب بمائهٔ ششم هجری. او گذشته از طب در حدیث و ادب نیز صاحب ید طولی بود و ریاست اطبای بیمارستان عضدی بغداد داشت و دو سال از این مقام عزل و محبوس و بار دیگر آزاد و بشغل سابق منصوب شد. در سال ۵۹۹ هـ .ق . بسفارت به تفلیس رفت و در بازگشت براه درگذشت. او راست عده ای خطب بلیغه و کتابی در تاریخ بغداد به نام دیوان الاسلام الاعظم و نیز تاریخ بیمارستان عضدی.
[ اِ نُلْ رِ نی یَ ] (اِخ) عبیداللََّه التیمی البکری. قفطی در شرح حال عبدالسلام بن عبدالقادر... جنگی دوست گوید آنگاه که عبدالقادر متهم به مذهب تعطیل و تبعیت فلاسفه گشت از طرف خلیفه کتب او توقیف و امر شد همه را در رحبه در محضر عام بسوزند و در این وقت عبیداللََّه تیمی بکری معروف به ابن مارستانیه بر منبری که بدانجا نهادند صعود کرد و خطبه ای بخواند و در آن فلاسفه و پیروان آنان را لعن گفت و عبدالسلام را ببدی یاد کرد و کتب او را یک یک میگرفت و پس از مبالغه ای در قَدْح هر یک و ذم مصنف آن به کسی که مأمور سوختن کتب بود میداد و او به آتش می افکند. و هم ابن قفطی گوید حکیم یوسف سبتی اسرائیلی مرا حکایت کرد در آن وقت که او در بغداد شغل بازرگانی داشته بدین محفل حاضر آمده است و کلام ابن مارستانیه را بشنوده و ازجمله دیده است که او کتاب هیئت ابن هیثم را بدست گرفته و دائره ای که در آن فلک را تمثیل کرده بود نشان میداد و بر صاحب آن لعن و نفرین میکرد و پس از بیانی طویل در همین زمینه آنرا بدرید و به آتش انداخت، و ابن اسرائیلی گوید که من در آن وقت درجهٔ تعصب و جهل او را دریافتم چه در علم هیئت کفری نیست بلکه آن علم راه به ایمان و معرفت قدرت خدای تعالی و حکمت اوست -انتهی. با اینکه زماناً ابن المارستانیهٔ آنف الذکر با این ابن المارستانیه معاصر مینماید لکن اختلاف عبداللََّه با عبیداللََّه و تیمی و بکری بودن یکی از آن دو و مسکوت عنه ماندن این انتساب در دیگری و نیز لعن و تکفیر طبیب که خود نیمه فیلسوف است آن هم از جانب خلیفه قرینهٔ این است که برخلاف عقیدهٔ لکلرک این دو یکی نیستند. واللََّه اعلم.

کلمات هم‌قافیه با «ابن‌المارستانیه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید