معنی ابناللبون
6 بازدید
[ اِ نُلْ لَ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) اشتر نرینهٔ دوساله یا به سیُم درآمده. || دوساله. (مهذب الاسماء): صبر شیر اندر میان فَرث و خون کرد او را ناعش ابن اللبون.مولوی. و مادهٔ او را بنت اللبون گویند.
کلمات همقافیه با «ابناللبون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر