معنی ابنالقیسرانی
6 بازدید
[ اِ نُلْ قَ سَ ] (اِخ) ابوالفضل محمدبن طاهربن علی المقدسی. محدث و لغوی. مولد او به سال ۴۴۸ هـ .ق . به بیت المقدس. او برای استماع حدیث بحجاز و شام و مصر و فارس و خوزستان و خراسان و بعض دیگر اصقاع مسلمانی رفت و سپس در همدان اقامت گزید و بتدریس و تصنیف پرداخت و در بازگشت از زیارت خانه بربیع الاول ۵۰۷ در بغداد درگذشت. او راست: کتاب اطراف الکتب السته. کتاب اطراف الغرائب لدارقطنی. کتاب الانساب. کتاب جمع بین کتابی ابی نصر الکلاباذی و ابی بکر الاصفهانی و آن در حیدرآباد به طبع رسیده. و نیز آثاری دیگر در تصوف و اشعاری نیکو.[ اِ نُلْ قَ سَ ] (اِخ) ابوزرعه طاهر، فرزند ابوالفضل محمدبن طاهربن علی المقدسی. او نیز چون پدر از محدثین است و پس از وفات ابوالفضل بهمدان درس می گفت. وفات او به سال ۵۶۶ هـ .ق . بوده است.[ اِ نُلْ قَ سَ ] (اِخ) اشرف الدین ابوعبداللََّه محمدبن نصربن صغیر. شاعری از نسل خالدبن ولید. مولد او به عَکّا در ۴۷۸ هـ .ق . او را در ادب ید طولی و از هیئت و نجوم نیز بابهره بوده و با ابن منیر شاعر شیعی مشاعراتی داشته. اشعار او نهایت ظریف و بدیع است. او راست در حق یکی از مغنیان معاصر خود: واللََّه لو انصف العشاق انفسهم فدوک منها بما عزوا و ما صانوا ما انت حین تغنّی فی مجالسهم الا نسیم الصبا و القوم اغصان. وفات ابوعبداللََّه به سال ۵۴۸ به دمشق بوده است. قیسرانی منسوب است به قیسریه یا قیساریه بندری کوچک از بنادر شام که در حروب صلیبیه ویران شده است.
کلمات همقافیه با «ابنالقیسرانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر