معنی ابنالقاویه
6 بازدید
[ اِ نُلْ یَ ] (ع اِ مرکب) جوجهٔ کبوتر. فَرْخ حمام. (تاج العروس). و رجوع به ابن القاریه شود.
کلمات همقافیه با «ابنالقاویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر