معنی ابنالحرون
6 بازدید
[ اِ نُلْ حَ ] (اِخ) محمدبن احمدبن الحسین بن الاصبغ بن الحرون. یکی از ادبای بغداد. او راست: کتاب المطابق و المجانس. کتاب الحقایق. کتاب الشعر و الشعراء. کتاب الآداب. کتاب الریاض. کتاب الکُتّاب. کتاب المحاسن. کتاب مجالسةالرؤساء. (ابن الندیم). و ابن الندیم در دو باب دیگر نام ابن حرون را برده و یک جا کتاب البراعة و اللسن و در موضع دیگر کتاب فضل القرآن و کتاب الرسائل را بدو نسبت کرده است و ظاهراً در هر سه جا مراد همین محمدبن احمد است. واللََّه اعلم.
کلمات همقافیه با «ابنالحرون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر