معنی ابنآوی
7 بازدید
[ اِ نُ وا ] (ع اِ مرکب) شغال. شگال. کلب برّی. شار. ابووائل. دَأَلان. تور. ذئب الارمن. توره. (مهذب الاسماء). گال. اهمر. چغال. چغّال : پس آن سال بزمین عجم شگال پدید آمد، آن کجاابن آوی خوانند و اندر زمین عجم هرگز آن نبوده بود، بزمین ترکستان بودی. (تاریخ طبری ترجمهٔ بلعمی). ج، بنات آوی.
کلمات همقافیه با «ابنآوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر