معنی ابلقاق
7 بازدید
[ اِ لِ ] (ع مص) ابلق شدن. (زوزنی). دورنگ و پیسه شدن.
کلمات همقافیه با «ابلقاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر