معنی ابلد
6 بازدید
[ اَ لَ ] (ع ص) گشاده ابرو. (تاج المصادر بیهقی). || کندخاطر. || مرد بزرگ جثه. مرد بزرگ خلقت. || (ن تف) کندتر. بلیدتر. - امثال: ابلد من ثور. ابلد من سلحفاة.[ اَ لَ ] (ع ص) گشاده ابرو. (تاج المصادر بیهقی). || کندخاطر. || مرد بزرگ جثه. مرد بزرگ خلقت. || (ن تف) کندتر. بلیدتر. - امثال: ابلد من ثور. ابلد من سلحفاة.
کلمات همقافیه با «ابلد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لد» برای سرودن شعر