معنی ابلاح
9 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بمانیدن. مانده گردانیدن. || غوره بیاوردن خرما.
کلمات همقافیه با «ابلاح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر