معنی ابقاق
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) فرزند بسیار آوردن. || بدر رفتن خس و خاشاک از زمین. || بسیار گفتن. || بسیار بق بق کردن. || فراخ گردانیدن چیزی. || بچه زادن گوسفندان لاغر.
کلمات همقافیه با «ابقاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر