معنی ابطار
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) به دَنه آوردن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). سخت شاد شدن. فیریدن. سخت شاد کردن مال کسی را. گمراه و ناسپاس کردن مال کسی را. سرگشته و حیران کردن. || تکلیف زیاده از طاقت دادن. || معیشت او موقوف گردانیدن. || لاغر ساختن. || مدهوش کردن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «ابطار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر