معنی ابزیم
7 بازدید
[ اِ ] (معرب، اِ) زبانهٔ پیش بند یعنی کمرسار. (دستورالاخوان قاضی محمد دهار). زبان مانندی که در یک سر کمربند باشد و در حلقهٔ سر دیگر گردد. (منتهی الارب). زبانهٔ بربند. حلقهٔ سینه بند. زبانهٔ کمربند و کمرسار. (مهذب الاسماء). ابزام. ابزین. ج، ابازیم.
کلمات همقافیه با «ابزیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر