معنی ابرکاکیا
7 بازدید
[ اَ بَ ] (اِ) تنیدهٔ عنکبوت. نسج عنکبوت. کارتُنک. تنسته. دام عنکبوت. خانهٔ عنکبوت. بیت العنکبوت. تار عنکبوت. کره. کرتینه. و آنرا ابرکاکیاب و ابرکاکیان و ابرکاکیاه نیز گفته اند: دلیل تو ابریست پوشای حق به سستی ست همچون ابرکاکیا. لطیفی (از شعوری). و محتاج تأیید شواهد است. و در شعوری بنقل از مجمع، کاف اول را فارسی (گ) ضبط می کند.
کلمات همقافیه با «ابرکاکیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر