معنی ابروکمان
7 بازدید
[ اَ کَ ] (ص مرکب) که ابرویی چون کمان دارد: عدو با جان حافظ آن نکردی که تیر چشم آن ابروکمان کرد.حافظ.[ اَ کَ ] (ص مرکب) که ابرویی چون کمان دارد: عدو با جان حافظ آن نکردی که تیر چشم آن ابروکمان کرد.حافظ.
کلمات همقافیه با «ابروکمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر