معنی ابرقو
6 بازدید
[ اَ بَ ] (اِخ) اَبرقوه. اَبرقویه. اَبرکوه. نام خره ای از یزد، از شمال و مشرق محدود به شهر بابک و از جنوب به بَوانات و آباده و از مغرب به کویر و خاک شهرضا. مرکز آن نیز موسوم به ابرقوه در ۲۰۳۰۰۰ گزی یزد. قُرای آن ۴۲ و مساحت ۱۸۰ فرسنگ مربع و عدهٔ سکنه ۱۶۰۰۰ تن است. و این کلمه معرب برکوه و ابرکوه است یعنی ناحیهٔ کوه یا بالای کوه و اهل فارس این ناحیت را درکوه خوانند و از این جاست ابوالقاسم احمدبن علی (یا علی بن احمد) وزیر بهاءالدولةبن عضدالدولةبن بویه. صاحب حدودالعالم ابرقو را برقوه آورده است. و قدما گاهی ابرقو را از خرهٔ اصطخر فارس شمرده اند. || نام دهی بر شش منزلی نشابور.
کلمات همقافیه با «ابرقو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قو» برای سرودن شعر