معنی ابراهیممیرزا
6 بازدید
[ اِ ] (اِخ) برادرزادهٔ نادرشاه افشار. چون برادر او علیشاه (عادل شاه) در مشهد مقدس جانشین نادر گشت ابراهیم میرزا صاحب اختیار فارس شد و در سال ۱۱۶۲ هـ .ق . بمخالفت علیشاه برخاسته بین آنان در سلطانیه محاربتی روی داد. علیشاه مغلوب و اسیر گشت و ابراهیم میرزا خود را شاه خواند اما امرای خراسان بدان امر تن ندادند و شاهرخ میرزا را بسلطنت برداشتند، و سپاهیان ابراهیم بپراکندند و او سرانجام دستگیر و مقتول شد. (از روضةالصفا).[ اِ ] (اِخ) رجوع به ابراهیم بن شاهرخ شود.[ اِ ] (اِخ) فرزند بهرام میرزابن شاه اسماعیل صفوی. او شاعر بوده و جاهی تخلص میکرده و به امر جد خود اسماعیل بقتل رسیده است.[ اِ ] (اِخ) از امرای بدخشان، فرزند سلیمان میرزا. آنگاه که با پدر خویش به تسخیر بلخ رفت در جنگ اسیر شد و در ۹۶۷ هـ .ق . به امر محمدخان حاکم بلخ کشته گشت.[ اِ ] (اِخ) اردوبادی. شاعر فارسی. در زمان سلطنت شاه جهان به هندوستان رفت و معلم فرزندان جعفرخان گردید و عاقبت در زمرهٔ درویشان درآمده ترک و تجرید گزید.
کلمات همقافیه با «ابراهیممیرزا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زا» برای سرودن شعر