معنی ابراهیمبن عبداللََّه
6 بازدید
[ اِ مِ نِ عَ دِلْ لاه ] (اِخ) رجوع به ابن خفاجه ابراهیم... شود.[ اِ مِ نِ عَ دِلْ لاه ] (اِخ) ابن حسن بن علی علیهماالسلام. با برادر خود محمد معروف به نفس زکیه در ابتدای دولت بنی عباس دعوی خلافت داشتند و منصور عباسی پیش از آنکه خلافت در خاندان آلِ عباس مستقر شود با محمد بیعت کرده بود. چون کار عباسیان سامان یافت و منصور خلیفه گشت لشکری بتعاقب آن دو فرستاد. محمد در مدینه و ابراهیم در بصره دعوت خویش را آشکار کردند و ابراهیم سپاهی فراهم کرده بر اهواز و فارس و واسط مسلط گردید. محمد در مدینه کشته شد (۱۴ رمضان ۱۴۵ هـ .ق .) و ابراهیم در باخمرا نزدیک کوفه با لشکریان منصور روبرو شده و غلبهٔ او نزدیک مینمود لکن ناگاه تیری بر مقتل او رسیده کشته شد و لشکریانش بپراکندند (۱۵ ذی القعدهٔ ۱۴۵). (ابن اثیر از مقاتل الطالبین ابوالفرج).
کلمات همقافیه با «ابراهیمبن عبداللََّه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «َه» برای سرودن شعر