معنی واژه ابداد
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) دست و چشم سوی چیزی یازیدن. دراز کردن دست خود را به سوی زمین. (منتهی الارب). || پراکنده کردن. پراکندن. بخش کردن. || نصیب هر یک را از عطا دادن. دادن هر یک را بهره و بخش.[ اَ ] (ع اِ) جِ بُدّ.