معنی ابتناء
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) اِبتنا. بناء. (زوزنی). نهادن. پی افکندن. ساختن. بنا کردن. بنا گذاشتن. برآوردن خانه را. || آوردن زن را بخانهٔ خود.
کلمات همقافیه با «ابتناء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر