معنی ابتلاء

معنی ابتلاء

7 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) ابتلا. آزمودن. بیازمودن. آزمایش. امتحان. آزمایش کردن. خبر پرسیدن. اختبار. (از آنندراج). || در بلا و رنج افکندن. مبتلا کردن. گرفتار و دچار رنجی کردن. || در بلا افتادن. گرفتاری. (از آنندراج): گفت رنج احمقی قهر خداست رنج کوری نیست قهر، آن ابتلاست ابتلا رنجیست کان رحم آورد احمقی رنجیست کان زخم آورد.مولوی. ابتلایم می کنی آه الغیاث ای ذکور از ابتلایت چون اناث.مولوی. آفتابی نام تو مشهور و فاش چه زیان است ار بکردم ابتلاش.مولوی. مِرْوَحه یْ تقدیر ربانی چرا پر نباشد ز امتحان و ابتلا.مولوی. فضلها دزدیده اند این خاکها ما مقر آریمشان در ابتلا.مولوی. از جمادی بی خبر سوی نما وز نما سوی حیات و ابتلا.مولوی. چونکه صانع خواست ایجاد بشر ازبرای ابتلای خیر و شر جبرئیل صدق را فرمود رو مشت خاکی از زمین بستان گرو.مولوی. || آب بدهان گرفتن. || آب به بینی گرفتن. || مسواک کردن. || موی شارب باز کردن. || تقصیر کردن. || موی زهار ستردن. || استنجا کردن. || ناخن گرفتن. || موی بن بغل تراشیدن. || اختیار کردن. || سوگند خوردن. || دانستن و حقیقت چیزی دریافتن. || شناخته گردیدن. || تکلیف به امر شاق. || ختنه کردن.

کلمات هم‌قافیه با «ابتلاء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید