معنی ابتزال
11 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) شکافتن. شق شدن. شکافته شدن. || شکفتن (در غنچه). || سوراخ شدن.
کلمات همقافیه با «ابتزال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر