معنی ابتداع
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) چیزی نو آوردن. نو پیدا کردن. (زوزنی). نو آوردن. چیزی نو نهادن. || اهل بدعت شدن.
کلمات همقافیه با «ابتداع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر