معنی ابتار
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) ابتر گردانیدن. دم بریده کردن. دنبال بریده کردن. || بی فرزند کردن. || ذخیره کردن. یخنی نهادن. پس انداز کردن. || عطا کردن. || منع کردن. || نماز چاشت خواندن آن وقت که شعاع آفتاب بر زمین منبسط گردد. || بی فرزند و بی خلیفه گردانیدن خدای تعالی کسی را.
کلمات همقافیه با «ابتار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر