معنی ابال
6 بازدید
[ اَبْ با ] (ع ص) راعی ابل. ساربان. اشتربان. شترچران.[ اُبْ با ] (ع ص، اِ) جِ آبِل، به معنی استاد و دانا بچرانیدن شتر. || اشتری که به گیاه تر کفایت کند از آب.
کلمات همقافیه با «ابال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر