معنی آیینپرستی
6 بازدید
[ پَ رَ ] (حامص مرکب) خدمت با فروتنی. (برهان): به درگاه خسرو خرامش کنیم به آیین پرستیش رامش کنیم. فردوسی (از بعض فرهنگها).
کلمات همقافیه با «آیینپرستی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر