معنی آیینهٔ چینی
6 بازدید
[ نَ / نِ یِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) آینهٔ چینی. و آن آیینه ای بوده است که از آهن و فولاد جوهردار می کرده اند. آینهٔ حلبی. سجنجل. (زمخشری): آن را که رسد از مرض لقوه گزند باید که به یاد دارد از من این پند آیینهٔ چینی به نظر آورده در خانهٔ تاریک نشیند یک چند. یوسفی طبیب. || مجازاً، خورشید: چو آیینهٔ چینی آمد پدید سکندر سپه را سوی چین کشید.نظامی.
کلمات همقافیه با «آیینهٔ چینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر