معنی آیینهٔ پیل
7 بازدید
[ نَ / نِ یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) آینهٔ پیل : ز آیینهٔ پیل و هندی درای خروش و نوا رفته تا دور جای. شمسی (یوسف و زلیخا). ز آیینهٔ پیل و زنگ شتر صدف را شبه رست بر جای دُر.نظامی. شغبهای آیینهٔ پیل مست همه شانه بر پشت پیلان گسست.نظامی. و رجوع به آینهٔ پیل شود.
کلمات همقافیه با «آیینهٔ پیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر