معنی آیفت
7 بازدید
[ یَ ] (اِ) حاجت که خواهند: ناسزا را مکن آیفت که آبت بشود بسزاوار کن آیفت که ارجت دارد.دقیقی. ز یزدان خواستن آنجمله آیفت که تا نرسد مر او را هیچ آکفت. زراتشت بهرام. ز حق آیفت میخواهد بزاری کند شکر ره پرهیزکاری.زراتشت بهرام. - آیفت کردن، آیفت بردن، آیفت خواستن؛ تمنی کردن. خواهش و درخواست کردن چیزی را. حاجت خواستن. عرض حاجت. درخواستن. سؤال چیزی.
کلمات همقافیه با «آیفت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فت» برای سرودن شعر