معنی آگشته
9 بازدید
[ گَ تَ / تِ ] (ن مف) ترکرده. آلوده. آمیخته. (برهان). آگسته. و رجوع به آگَسته شود: دلش خود ز تخت و کله گشته بود به تیمار اغریرث آگشته بود.فردوسی.[ گَ تَ / تِ ] (ن مف) ترکرده. آلوده. آمیخته. (برهان). آگسته. و رجوع به آگَسته شود: دلش خود ز تخت و کله گشته بود به تیمار اغریرث آگشته بود.فردوسی.
کلمات همقافیه با «آگشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر